مطایبه ادبی جناب اخوی دکتر احمد مدنی و اینجانب
صادق هدایت
چند سالی است که اخوی ارجمند دکتر احمد مدنی دست به یک تحقیق ادبی و سرگذشت شناسانه سترگ در مورد نویسنده و محقق نامدار ؛ صادق هدایت ؛ زده اند و امید است که هرچه زودتر نتایج این پژوهش در جامه یک کتاب انتشار یابد و جامعه فرهنگی ایران از آن بهره مند گردد.
در جریان این پژوهش نسخه ای از پیش نویس این تحقیق را نیز از ره لطف برای من ارسال کردند تا اگر نکته ای به نظرم رسید یاد آور شوم . منهم در حدود صد صفحه از آنرا خواندم و نکاتی را که به نظرم رسید به صورت " کامنت " در کنار صفحات نسخه پی دی اف ایشان اضافه و به صورت ایمیل برایشان فرستادم . ولی متاسفانه این نکات در کامپیوتر ایشان به صورت علائمی عجیب و غریب ظاهر شده بود و این ناشی از عدم هماهنگی بین نرم افزارهای کامپیوتر من و ایشان بود . وقفه ای در کار افتاد . ومن این بار پس از افزودن نکاتم در مورد ما بقی صفحات با تصور باطل اینکه این عدم هماهنگی ناشی از استفاده از ایمیل بوده است ، نسخه کامل را با کل " کامنت " ها اینبار به یک CD منتقل و با پست سفارشی جهت اخوی به شیراز پست کردم . ولی باز همان مشکل علائم نا خوانای عجیب و غریب روی نمود . این بار دیگر با جناب اخوی با تلفن یکایک موارد را با ذکر صفحه مقابله و ایشان یادداشت نمودند .
در کشاکش این رفت و آمد ها و گفتگوها و در زمان وقفه ای که در کار افتاده بود . آقای اخوی با طبع شعر وقادی که دارند با قطعه شعری اینجانب را مورد لطف قرار داده بودند . من هم پس از پایان کار که متوجه این شعر شدم سعی کردم با همه بی هنری پاسخی به نظم به این شعر فراهم کنم . که به نظر خودم بی لطف هم ا ز آب در نیامد . هرچند امید که اشکالات آن را ارباب ذوق و هنر ندیده انگارند .
اینک شعر جناب اخوی :
ای محمد ! ای محمد ! ای مخول !
ای که کردی بنده را یک سکه پول
پس چه شد دنباله ی ویرایشت ؟
پس چه شد ویرایش صادق کوچول ؟
آنچه را قبلا ٌ نوشتی دیده ام
جملگی بودند بر طبق اصول
از چه رو دیگر ندارد پی نوشت ؟
بنده را کردی ازین بابت ملول
داخل این ماجرا چون گشته ای
نیستی محتاج بر اذن دخول
بنده محتاجم به ایرادات تو
هرچه بنویسی تو ، من دارم قبول
زود بنشین پشت آن صفحه کلید
ای که هستی در ادب مانند غول .
( مورخ 24 دی ماه 1399 )
( توضیحات : " مخول " نامیکه در کودکی مرا بدان می خواندند . هم اکنون نیز برادران ارجمند و برخی بزرگان قوم ، گاهی مرا اینطور صدا میکنند . )
من هم پس از پایان کار که متوجه این شعر شدم سعی کردم با همه بی هنری پاسخی به نظم به آن فراهم کنم .
با کلی فکر و پس و پیش کردن کلمات ، قطعه شعر زیر را جور کردم که به نظر خودم بی لطف هم ا ز آب در نیامد . هرچند امید که ارباب ذوق و هنر، از اشکالات آن به دید بزرگواری درگذرند .
احمد من ! احمد من ! ای امول ! ( در کودکی و جوانی گاه برادرم بدین نام خوانده میشد )
باز جستی سبقت از کّل فحول
پرده از " سیمای صادق " جان ما برداشتی
رویه را از آسترهای نهان بشکافتی
در کتابت " راستگو خان " را کمی بنواختی ( توضیح اینکه صادق هدایت بعضی مقالاتش را به این نام امضاء کرده است )
دّر معنی هم بسفتی و کمی پرداختی
کّل ابواب کتابت احسن است
هم متین ، هم مستدل ، هم متقن است
پر زگوهر ها و در ها بی شمار
لیک دیدم بینشان یک چن تا خار
نکته هایم را درون گردالی ( مقصود CD است )
پست کردم از برایت گندالی ( به صورت یک " گندله " مجموعه )
لیک " پی سی " تو ، با صد ها " لامنتز"
(PC کامپیوتر شخصی . LAMENTS به معنی آه و افسوس است. )
عجز ها بنمود از درک " کامنتز " ( comments به معنی نکات )
با تلیفان نکته ها را رو به رو
گفتگو کردیم نوشتی مو به مو
گر بود چیزی نگفته حاضرم
بر فرامین جنابت ناظرم .
محمد اول اسفند ماه 1399

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر