۱۴۰۱ فروردین ۱۸, پنجشنبه

نامه های دکتر نعمت اللهی ( بخش نهم ) پائیز و زمستان 1309 - آپادانا فروردین 1401

 

نامه های از پاریس به پاقلعه

نامه های زمان تحصیل آقای دکتر ابراهیم نعمت اللهی

پائیز و زمستان 1309


   نامه 53

حضور پدر

 

15 مهر

1309  

خداوند گارا تصدق حضور مباركت گردم     همواره از درگاه حضرت احديّت سلامتي ذات مقدس عالي را خواهان بوده و هستم .

حالات من هم به حمدالله و كرم مرتضي علي و توجّهات با طني حضرت مستطاب عالي خوب  و به دعا گوئي آن ذات مقدس مشغول – همان طوريكه عرضه داشته بودم ، امروز قريب 15 روز است كه در  پاريس هستم . فردا يا پس فردا هم از  پاريس حركت خواهم كرد و به  بُرْد و خواهم رفت –

                            شهر بوردو - پل بر فراز رود گارون

در چند روز قبل هم دستخط مبارك با تعليقه ي حضرت والا آقاي امير ارفع رسيد ه  زيارت كردم – براي حضرت اقدس والا آقاي صارم الدوله هم خيال دارم چند روز ديگر كاغذي بفرستم –

حضور  حضرت آغاي والده عرض سلام مي رسانم و عذر عريضه ي عليحده مي خواهم . عطيّه خانم ، آغا سكينه و آقا محسن را سلا م مي رسانم و فعلا ً عذر كاغذ هاي عليحده مي خواهم . بتول خانم و منصوره جان را ديده بوسي مي كنم –

حضور حضرت آقاي ميرزا دائي به عرض عبوديت مفتخر و سايرين اهالي اين طرف و آن طرف همه گي را عرض سلام مي رسانم –

خدمت جميع اخوان صفا هم عشق بلندي ميرسانم -

                                                   زياده تصدق حضور مباركت گردم

                                                          امضاء : نعمت اللهي            

 { توضیحات : حضرت والا آقای امیر ارفع : همایون میرزا امیر ارفع فرزند مسعود میرزا ظل السلطان و برادر کوچک اکبر میرزا صارم الدوله بود. وی تنها برادر ابوینی خانم ملکه هما بود . پس از روی کار آمدن سردار سپه دیگر نقشی در امور سیاسی پیدا نکرد . متولد حدود 1265 و متوفی 1331 شمسی است .

حضرت آقای میرزا دائی : آقای میرزا عباس که دائی مادر دکتر نعمت اللهی بودند }


 

• نامه 54

خدمت مادر

 

خدمت حضرت عليه عاليه  آغاي والده مشرف گردد

12 ج 2 1349

 (  12  جمادي الثاني 1349 = 13 آبان 1309 )

تصدقت گردم    انشاالله تعا لي مزاج مبارك در كمال صحت و عين عافيت بوده و خواهد بود -

در دو سه مرتبه ي اخير كه حضور حضرت آقا روحي فدا عريضه ارسال داشته ام ، موفق نشدم كه حضور مبارك حضرت عليه هم عريضه نگار شوم . انشا ء الله عفو خواهيد فرمود . چون دائما ً در مسافرت و نهيه منزل بودم و وقت زيادي براي عريضه نگاري نداشتم .

در دو هفته ي قبل كاغذ آقاي حاجي ميرزا ابوالفضل جوف تعليقه ي حضرت آقا رسيد . از لطفشان بسيار متشكر شدم . براي دفعه ي آتيه هم جوابي خدمتشان نوشته مي فرستم . كه در موقع مراجعت بدستشان برسد –

حالات من هم خوب و از فردا هم براي مريضخانه شروع به كار خواهم كرد –

عطيه خانم و آغا سكينه و آقا محسن را سلام ميرسانم و بتول خانم و منصوره جان را ديده بوسي مي كنم – انشا ء الله براي هر كدام عريضه ي جدا گانه ارسال خواهم داشت –

حضور حضرت عليه ننه جان و مكرّمه معظمّه عمّه جان و عمو خاطوني و دايزه جان عرض سلام مي رسانم . دختر عمو و دايزه جان دائي خاطوني و عمو خاطوني همه گي را سلام ميرسانم –

حضور حضرت مستطاب آقاي عمو جان عرض سلام رسانيده التماس دعا دارم

 خدمت حضرت مستطاب آقاي آقا ميرزا عبدالكريم هم عرض سلام  مي رسانم  .

زياده  تصدقت گردم

                                                 امضا : نعمت اللهي

 

نامه ۵۵

خدمت جناب آقا مرتضی نعمت اللهی

 

خدمت حضرت مستطاب ملاذ الفقرا و السا لكين

و زبدة العارفين آقاي آقا مرتضي مشرف گردد

3 رجب  1349

(3 آ ذر 1309 )

 

تصدقت شوم      پس از تقديم مراتب ارادتمندي و اخلاص، سلامتي وجود مبارك عالي را همواره از در گاه حضرت احديت و آستان شاه ولايت خواستار بوده و هستم .

در چندي قبل به زيارت تعليقه ي مبارك بس خورسند و سر افراز گشتم و اين مدت هم به واسطه ي كسالت روحي و قدري به واسطه ي مسافرت هاي پي در پي و گرفتاري تحصيلي نتوانستم عريضه نگار شوم . چنانچه  حضور حضرت آقا روحي فدا هم نتوانستم به عرض عريضه اي مبادرت ورزم - 

فعلا ً هم امسا له را در شهر بُرْدو مشغول ادامه ي تكميل تحصيلات هستم – گرچه هواي  بردو  به خوبي هواي مونپليه كه سال قبل بودم نيست ، وليكن به توجهات باطني اوليا ء حق ، مزا جا ً در كمال صحت و سلامت ميباشم . امّا رو حاً به اين وضعيّا ت اروپا و اخلاق و رفتار اروپائيها چندان آشنائي ندارم – چه گرچه در اوضاع 

زنده گي و تمدّ ن صوري به درجات از ماها جلو هستند ، ليكن در مراتب اخلاقي و روحيّات به گرد مشرق زميني ها هم نميرسند . واقعا ً مردماني هستند كه به غير از ماديّات به هيچ چيز معتقد نيستند و اگر هم قدمي از ماديّات بيرون نهند ، فرود نمي آورند مگر در درياي خرافات . در اينجا فقط به ذكر يك مثال قناعت مي كنم –

در پاريس قبرستاني هست به اسم   قبرستان سگ ها  . كه هر كس سگي داشته باشد و بالاخره بميرد ، در آنجا دفن ميكند. ولي دفن كردن تنها نيست . تمام ظواهري كه در قبر يكنفر انسان ديده ميشود ، در روي قبر يك سگ هم ملاحظه خواهد شد . سنگِ تراش بر روي آن قبر مي گذارند . اسم آن سگ و سنه وفات آن در روي آن سنگ محجر ميشود . علاوه عباراتي هم كه حاكي عشق و محبت و علاقه صاحب آن سگ به سگ باشد بر روي سنگ تراشيده شده است .

باز هم اينها چيزي نيست ، عدّه اي كه خود را طرفدار حيوانات مي دانند و تعداد آنها هم روز به روز رو به 

ازد يا د مي رود ، در وسط اين قبرستان مجّسمه بسيا ر عظيم الجثه اي ساخته اند به ياد حيواناتي كه در موقع جنگ بزرگ در راه امتحانات طبّي و تجربيات ميكرب شناسي و ساختن سروم هاي مختلفه تلف شده اند – در اروپا بناي مجّسمه فقط براي اشخاص نامي و جليل القدر است .

بعد ها خدمت حضرت مستطاب آقاي آقا ميرزا زين العابدين عرض ارادت و سلام رسانيده سلامتي و خوشيشانرا خواهانم –

خدمت جناب اجّل آقاي آقا مهدي عرض ارادت رسانيده سلامتي و موفقيتشانرا از خداوند ميطلبم –

خدمت حضرت عليه عاليه دائي خاطوني عرض سلام مي رسانم - عطيه خانم را نيز سلام رسانيده  و منصوره جان را ديده بوسي مي كنم –

اخوان صفا مخصو صا ً جناب آقا ميرزا حيدر علي انشائي و آقا ميرزا علي نقا شبا شي را عشق بلندي ميرسانم . در خاتمه سلامتي و خوشي وجود مبارك را خواهانم .                                                    امضا ء : نعمت اللهي

{ نامه  خطاب  به جناب آقا مرتضی نعمت اللهی که شوهر خواهر بزرگترشان بوده اند نوشته شده است . منظور از دائی خاتونی در اینجا  مریم بیگم  مادر آقا مرتضی و همسر مرحوم میر سید علینقی برادر آقا میرزا عباس میباشند . آقا مهدی هم همانا آقا مهدی نعمت اللهی برادر آقا مرتضی هستند } 

 

                                مجسمه سگی بر فراز قبرش در گورستان حیوانات خانگی پاریس

• نامه ۵۶

خدمت مادر

حضور مبارك  حضرت عليه عاليه  آغاي والده مشرف گردد

17 اسفند ماه  1309

 تصدقت گردم    انشاالله تعا لي مزاج مبارك حضرت عليه  در كمال صحت و استقامت  بوده و خواهد بود -

از حالات من هم خواسته باشيد به حمد الله و به كرم مرتضي علي سلامت و به امور تحصيلي مشغول –

در دو هفته ي قبل هم تعليقه اي از حضرت خداوند گاري ارواحنا فدا و آقاي آقا ميرزا عبدالكريم و آقا محسن رسيد –

حضرت آقاي آقا ميرزا عبدالكريم اظهار نگراني از مزاج من داشته در صورتيكه جاي نگراني نيست . مزاجا ً بكليّ سالم و كسالتي ندارم – علتّ اين نگراني را نميدانم از چيست – هم چنين علتّ تلگراف حضرت آقا را هم از آباده نفهميدم . اگر نوشتم كه نماز را بايد خوابيده بخوانم ، اين مربوط به كسالتيكه حال مبتلا باشم نيست ، اثري است از كسالت دو سال قبل كه بايد به تدريج رفع شود و حال هم به من اذيتيّ نمي كند . فقط زياد نبايد خم شوم . آنهم بر حسب دستور اطبا ء من باب احتياط . والاّ قسم مي توانم بخورم كه هرگز من در ايران مزاجا ً به اين سلامتي و فربهي كه حال هستم ، نبودم . در اثر مواظبت و مراعات هاي حفظ الصّحه خيلي از ايران قوي البنيه تر و حال تر هستم  واگر تمام روز را هم در مريضخانه كار كنم ، ابدا ً احساس خستگي نمي كنم . در صورتيكه در ايران به خاطرم ميايد ، اگر دو ساعت متوالي كار ميكردم و سر پا مي ايستادم ، بقدري خسته مي شدم كه مجبور به استراحت بودم –

باري نميدانم حضرت آقا ارواحنا فدا براي عيد به اصفهان مراجعت فرموده اند يا خير ؟

عطيه خانم و آغا سكينه و آقا محسن را سلام ميرسانم – آقا محسن هم بايد يك عكس با كلاه پهلوي و فكل و كراوات گرفته براي من بفرستد و ديگر در عكس ها ، مثل عكس سال گذشته اخم نكنند – مقصودم آنستكه عكس قشنگ شيكي باشد كه من در اطاقم نصب كنم .  بتول خانم و منصوره جان را ديده بوسي مي كنم –

حضور حضرت آقاي ميرزا دائي به عرض فدويت مفتخر هستم – خدمت آقاي آقا مرتضي و آقاي آقا ميرزا زين العا بدين آقاي آقا مهدي عرض سلام و ارادت مي رسانم - 

خدمت حضرت آقاي دايجان هم فعلا ً عرض سلام بعد هم مجددا ً عريضه نگار خواهم شد .

خدمت آقاي عمو جان عرض سلام رسانيده التماس دعا دارم –

حضرت عليه عاليه ننه جان و مكرّمه معظمّه عمّه جان و عمو خاطوني و دايزه جان و دختر عمو را عرض سلام

مي رسانم.

سايرين از اهالي اينطرف و آنطرف همه گي را سلام ميرسانم .

 

زياده  تصدقت گردم

امضاء : نعمت اللهي

 

 

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر